خرید بک لینک
شوشو رو به زور راننده کردم.یعنی خدا میدونه چقدر نازشو کشیدم و بهش انرژی و روحیه دادم و شیرش کردم تا بتونم بعد از مسیر بازار روز تا خونمون راهی اتوبان ها کنمش.الان دیگه بیشتر جاها رو میریم.خوشحالم که کلاسای بارداریم و بیمارستان و دکتر و مطب سونوگرافیم و باقی جاهایی که میشه با ماشین خودمون بریم رو می ریم.البته بازم هرجای جدیدی که می خوایم بریم کلی استرس داره و غر می زنه ولی بهش گفتم فوقش تو ترافیکا و نیم کلاجای سربالایی بعضی وقتا خاموش کنی که کنی.خب بدرک.بذار بوق بزنن.همه که از اول راننده نبودن!

برچسب: نویسنده: آریا امیری تاريخ: سه شنبه 3 اسفند 1395 ساعت: 23:08

صفحه بندی